محمد قنبرى

60

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

نيرومندترين حُجج الهى و ادله اهل حق به حكم بداهت اولى از مذهب اماميه بر اين حقيقت دلالت دارند و بدين جهت است كه مىبينى آنها ظواهر احاديث مخالف قرآن را دور مىاندازند و اعتنا به آن نمىكنند اگر چه آن روايات صحيحه باشند و اين كتب حديث و فقه و اصول آنها است كه گواه روشنى بر گفته ماست و قرآن حكيمى كه باطل در آن راه ندارد ، همان است كه از دست ماست نه يك حرف زياده در آن است و نه يك حرف كم دارد ؛ و تبديلى در كلمات و حروف آن صورت نگرفته است و تمام حروف آن در ميان همه اقوام مسلمين در طول تاريخ تا عهد پيامبر صلى الله عليه و آله به طور تواتر قطعى ثابت است و در زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و به دستور او به همين گونه كه اكنون در دست ماست جمع و تدوين شده است ، و جبرئيل در هر سال ، يك بار ، قرآن را بر آن حضرت عرضه مىداشت و تنها در سال وفات آن حضرت ، دو بار آن را عرضه كرد ، و صحابه نيز آن را به طور كامل به حضرتش عرضه مىداشتند و در محضرش تمام آن را مكرر تلاوت مىكردند . و تمام اين امور ، پيش محققين از دانشمندان امامى ، معلوم و بديهى است و به حرف افراد سطحى نگر و ظاهربين ، نبايد اعتنا كرد زيرا آنها نمىفهمند . و در جاى ديگر در اين باره اين‌گونه تأكيد مىكند : نعوذ باللَّه من هذا القول ونبرأ الى اللَّه تعالى من هذا الجهل وكل من نسب هذا الرأى إلينا جاهل بمذهبنا أو مفتر علينا فإنّ القرآن العظيم والذكر الحكيم متواتر من طرقنا بجميع آياته وكلماته وسائر حروفه وحركاته وسكناته تواتراً قطعياً عن أئمة الهدى من أهل البيت عليهم لا يرتاب فى ذلك إلا معتوه وأئمة أهل البيت كلّهم أجمعون رفعوه إلى جدّهم الرسول صلى الله عليه و آله عن اللَّه وهذا أيضاً ممّا لا ريب فيه ؛ « 1 » به خدا پناه مىبريم از اين گفته ( كه شيعه قائل به تحريف است ) و برائت مىجوييم از اين نادانى و هر كس چنين مطلبى را به ما نسبت مىدهد و يا بر ما

--> ( 1 ) . اجوبة مسائل جار اللَّه ، ص 28 .